امتحان مردم
و لقد قال لهم هارون من قبل يا قوم انما فتنتم به:سوره طه،آيه 90
"هارون پيش از آمدن موسي به آنان گفت:اي قوم من!همانا شما به وسيله اين تنديس گوساله ،مورد آزمايش قرار گرفته ايد"
اصل تحقق برخي خويشاوندي ها ،وصلت ها ،ادعاي ام المومنين و خال المومنين كردن ،براي برپايي بساط امتحان خداوند بود ،تا مردم زيباتر و دقيق تر امتحان شوند.
اگر در امت موسي سامري نبود،مومن واقعي و منافق از يكديگر قابل تشخيص نبودند و امكان امتحان الهي نيز وجود نداشت.بايد مقداري آب گل آلود شود تا "سلمان" و "ابوذر شدن" هنر باشد.
وقتي افراد در جگ جمل ديدند كه يك طرف طلحه(طلحة الخير)،زبير(سيف الاسلام)،و عايشه (همسر پيغمبر)بودند و طرف ديگر علي بن ابي طالب عليه السلام بايد در اين امتحان ،قدرت تشخيص مي داشتند و با علي حق را پيدا مي كردند،زيرا پيامبر در شان او فرموده بود:
"علي مع الحق و الحق مع علي يدور معه حيثما دار"
"علي بن ابي طالب با حق است و حق با علي بن ابي طالب است؛مي گردد با او هر جا او بگردد."
پس اگر سوال شود كه چرا پيامبر بعضي افراد را در اطراف خود مي پذيرفت،ايشان ميتوانست اين كار نكند،تا بعد ها باعث ايجاد مشكل نشود و يا حتي اگر مي پذيرفت،مي توانست برخي ازدواج ها را انجام ندهد،پاسخ اين است كه معاشرت رسول خدا با برخي اشخاص،شبيه همراهي موسي با سامري و معاشرت با او بود،تا زمينه امتحان امت فراهم شود؛زيرا در غير اين صورت،بعد از رسول خدا،همه ميتوانستند سلمان شوند،ولي اين سلمان شدن،ديگر آن ارزش را نداشت.سلمان و مقداد و ابوذر،آب را گل آلود ديدند و با اين حال،به دنبال علي (ع) رفتند و ارزش واقعي خودشان را نشان دادند.
بايد توجه داشت كه بسياري از اعمال پيشوايان معصوم(ع) ماموريتي از جانب خداوند بوده تا امكان آزمايش مردم فراهم شود.
برادران اهل سنت،به ويژه جوانان ،بايد بتوانند از عهده اين امتحانات الهي به خوبي برآيند.طبق روايت صريح پيامبر(ص) محبت به اهل بيت ايشان،بر همه مسلمين واجب است.همه مذاهب اين مطلب را قبول دارند و مفسري چون زمخشري ، امام مفسرين اهل سنت،روايات وجوب محبت اهل بيت(ع) را در تفسير كشاف ،ذيل آيه 23 سوره شوري نقل نموده است.
با اين حال ، دوست داشتن علي بن ابي طالب(ع) و محبت به افروزندگان آتش جنگ جمل چگونه سازگار است؟آيا از لحاظ عقلي ممكن است كه محبت عاملين جنگ جمل، يعني طلحه،زبير و عايشه،با محبت علي بن ابي طالب(ع) در يك دل جمع گردد؟
همانطور كه مي دانيد بنيان گذار سلسله اموي،معاويه بود و او در دشمني با علي(ع) از هيچ چيز فروگذار ننمود.او دستور داد،علي (ع) را لعن كنند،در حالي كه خداوند دستور داد بر علي و اولاد علي(ع) درود و سلام فرستاده شود و حتي در تشهد نماز ، واجب شد كه مسلمين بر محمد و آل محمد(ص) درود بفرستند.حال محبت و قبول داشتن معاويه -كه عامل جنگ صفين بود-با محبت علي (ع) چگونه سازگار است؟
جوانان تحصيل كرده اهل تسنن،اين تناقض ها را چگونه پاسخ مي دهند؟آيا ممكن است كه دو گروه با وجود داشتن دو سيره و دو عملكرد متفاوت و گاهي متناقض، هر دو بر حق باشند؟
خلاصه كلام اين كه وقايع و داوري راجع به آنها،همان امتحانات الهي است.همان گونه كه قوم موسي(ع) به تنديسي كه صداي گوساله ي واقعي داشت امتحان شدند،امت رسول مكرم اسلام(ص) نيز به ولايت و محبت واقعي و پيروي از علي (ع) امتحان شدند.
پ.ن:آچه در بالا آمد برشي بود از كتاب زواياي پنهان غدير نوشته عليرضا جوادي كه انصافا كتا ب خوبيه.در اين كتاب به غدير از زاويه هايي كه كمتر مورد توجه قرار گرفته پرداخته شده است؛و به سوالاتي از اين قبيل كه آن همه جمعيت حاضر در غدير خم و شاهدين خطبه پيامبر اكرم(ص) در غدير پس از گذشت 70 روز(غدير تا شهادت پيامبر) چه شدند و كجا رفتند؟و...
و براي دريافت اين پاسخ ها فقط به اين برهه نپرداخته است و به حوادث و جرياناتي كه در قبل از اين زمان دشمنان و كساني كه پايه گذار سقيفه بودند را نيز مورد بررسي و تحليل قرار داده است و از جمله به دشمني ريشه دار يهود و نفوذشان در دستگاه پيامبر و...
پ.ن:عيد بر همه مبارك.
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت علي بن ابيطالب وائمه المعصومين عليهم السلام

پياماي بسيار زيبايي در اين چند روز بهم رسيد ولي اين يكي رو خيلي بيشتر پسنديدم.
داني كه چرا زمين به دور خود مي چرخد/نه بهر من و نه بهر تو مي گردد/يكبار به عمر خود علي را ديده/ديوانه شده به دور خود مي چرخد
چرا کفتربازی؟