اتمام حجت

ديدار ديروز آقا به مناسبت 13 آبان ماه با عده اي از دانشجويان و دانش آموزان مثل هميشه حاوي نكات بسيار مهمي بود.از تبئين 13 آبان و چرايي مرگ بر آمريكا تا علت ادامه انقلاب و مقتدر شدن روز به روز كشور و چرايي ادامه نيافتن ديگر انقلاب ها.لذا در اين پست آنچه را كه مربوط بود به مذاكرات و اين بحث هايي كه اين چند وقته در كشور رايج است را ميگذارم .و به نظرم اين سخنان بايد منشور رفتاري براي همه مان-چه مردم و چه مسئولان-قرار گيرد.و شايد اتمام حجتي بود با بعضي...

خب، درباره‌ى مسائل جارى ما با آمريكا - كه اين روزها محلّ بحث است - چند نكته را من عرض بكنم؛ سئوال است در ذهنها. 

اوّلاً يك تذكّر مهم و لازمى را بدهم: هيچ‌كس نبايد اين مجموعه‌ى مذاكره‌كنندگان ما را با مجموعه‌ى شامل آمريكا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ى يك - سازش‌كار بداند؛ اين غلط است؛ اينها مأموران دولت جمهورى اسلامى ايران هستند، اينها بچّه‌هاى خودمان هستند، بچّه‌هاى انقلابند؛ يك مأموريّتى را دارند انجام ميدهند. كار سختى هم هست [كه‌] بر عهده‌ى اينها است؛ دارند با تلاش فراوان آن كارى را كه بر عهده‌ى آنها است انجام ميدهند. بنابراين نبايد مأمورى را كه مشغول يك كارى است و مسئول يك فرايندى است مورد تضعيف يا توهين يا بعضى از تعبيراتى كه گاهى شنيده ميشود - كه اينها سازش‌كارند، و مانند اينها - قرار داد؛ نه، اين حرفها نيست. اين را هم توجّه داشته باشيد،

1-اين مذاكره‌اى كه امروز دارد انجام ميگيرد با شش كشور - كه آمريكا هم جزو اين شش كشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌اى است و لاغير. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانى گفتم [كه‌] مذاكره در موضوعات خاص اشكالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبين نيستم به مذاكره، لكن ميخواهند مذاكره كنند، بكنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نميكنيم.

2-يك تجربه‌اى در اختيار ملّت ايران است - كه حالا من مختصراً عرض خواهم كرد - اين تجربه ظرفيّت فكرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمينه‌ى تعليق غنى‌سازى انجام گرفت، كه آن‌وقت تعليق غنى‌سازى را در مذاكرات با همين اروپايى‌ها، جمهورى اسلامى براى يك مدّتى پذيرفت. خب ما دو سال عقب افتاديم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهميديم كه با تعليق غنى‌سازى، اميد همكارى از طرف شركاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعليق اختيارى را - كه البتّه به‌نحوى تحميل شده بود، لكن ما قبول كرديم، مسئولين ما قبول كردند - آن روز قبول نكرده بوديم، ممكن بود كسانى بگويند خب يك ذرّه شما عقب‌نشينى ميكرديد، همه‌ى مشكلات حل ميشد، پرونده‌ى هسته‌اى ايران عادى ميشد. آن تعليق غنى‌سازى اين فايده را براى ما داشت كه معلوم شد با عقب‌نشينى، با تعليق غنى‌سازى، با عقب افتادن كار، با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ اين را ما فهميديم، لذا بعد از آن شروع كرديم غنى‌سازى را آغاز كردن. امروز وضعيّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمين تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه ميزديم سرِ دو، سه سانتريفيوژ، [ در حالى كه‌] امروز چندين هزار سانتريفيوژ مشغول كارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقين ما، مسئولين ما همّت كردند، كارها را پيش بردند. بنابراين از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم [از] اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.

 3-يك مسئله اين است كه دشمنى آمريكا با ملّت ايران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هسته‌اى نيست؛ اين خطا است اگر خيال كنيم كه دعواى آمريكا با ما سرِ قضيّه‌ى هسته‌اى است؛ نه، قضيّه‌ى هسته‌اى بهانه است؛ قبل از اينكه مسئله‌ى هسته‌اى مطرح باشد، همين دشمنى‌ها، همين مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر يك روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض كنيد جمهورى اسلامى عقب‌نشينى كرد؛ همان‌كه آنها ميخواهند - خيال نكنيد مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى ديگر را به‌تدريج پيش ميكشند: چرا شما موشك داريد؟ چرا هواپيماى بدون سرنشين داريد؟ چرا با رژيم صهيونيستى بديد؟ چرا رژيم صهيونيستى را به رسميّت نمى‌شناسيد؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورميانه حمايت ميكنيد؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله اين نيست كه اينها سرِ قضيّه‌ى هسته‌اى با جمهورى اسلامى اختلاف پيدا كرده باشند؛ نه، تحريم آمريكا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبه‌روز هم بيشتر شده است، تا امروز كه خب به نقطه‌ى بالايى رسيده. دشمنى‌هاى ديگر [هم ]كردند: اينها هواپيماى جمهورى اسلامى ر ا سرنگون كردند، ۲۹۰ انسان مسافر را كشتند؛ اينها اوايل انقلاب هنوز مردم از هيجان انقلاب بيرون نيامده، كودتاى پايگاه شهيد نوژه را به راه انداختند، عليه انقلاب كودتا كردند؛ اينها از ضدّانقلابها در هر نقطه‌اى از كشور كه بودند حمايت كردند؛ به ضدّانقلاب سلاح دادند و مانند اينها؛ همان كارى كه بعدها در بعضى كشورهاى ديگر كردند، در اينجا[هم‌] اين كارها را كردند. مسئله مسئله‌ى هسته‌اى نيست؛ بايد همه به اين توجّه داشته باشند. اين نيست كه ما خيال كنيم دشمنى آمريكا با جمهورى اسلامى ايران به‌خاطر مسئله‌ى هسته‌اى است؛ نه، مسئله مسئله‌ى ديگرى است؛[ مسئله اين است كه‌] ملّت ايران به خواسته‌هاى آمريكا نه گفت، ملّت ايران گفت آمريكا عليه ما هيچ غلطى نميتواند بكند. اينها با موجوديّت جمهورى اسلامى مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهورى اسلامى مخالفند. همين اواخر يكى از سياستمداران و از عناصر فكرى آمريكا گفت - و گفته‌ى او پخش شد، اين مسئله‌ى پنهانى هم نيست - كه ايران چه اتمى باشد، چه اتمى نباشد، خطرناك است. اين شخص صريحاً گفت نفوذ و اقتدار ايران - به قول خودشان هژمونى ايران - در منطقه خطرناك است؛ ايرانى كه امروز از اعتبار برخوردار است، از احترام برخوردار است، از اقتدار برخوردار است. آنها با اين دشمنند، با اين مخالفند. آن روزى اينها راضى ميشوند كه ايران يك ملّت ضعيف، كنارمانده، منزوى، بى‌اعتبار و بى‌احترام باشد؛ مسئله مسئله‌ى هسته‌اى نيست. اين يك مطلب.

4-مطلب ديگر اين است كه ما براى مسائل اقتصادى كشور همه‌ى تلاشمان بايستى متمركز باشد بر روى مسائل داخلى؛ آن پيشرفتى، آن گشايشى ارزش دارد كه متّكى باشد به قدرت درونى يك ملّت. يك ملّت اگر به قدرت خود، به توانايى‌هاى خود متّكى بود، ديگر از اخم يك كشور، از تحريم يك كشور متلاطم نميشود؛ اين را بايد ما حل كنيم. همه‌ى حرف ما با مسئولين - چه مسئولين گذشته، چه مسئولين امروز - همين است كه بايد براى گشايش مسائل كشور و مشكلات كشور، از جمله مشكلات اقتصادى، نگاه به درون باشد. ما در كشور ظرفيّتهاى زيادى داريم؛ از ظرفيّتهاى اين ملّت كه عبارت است از، هم امكانات انسانى، هم امكانات طبيعى، هم امكانات جغرافيايى و موقعيّت منطقه‌اى بايد استفاده كرد. البتّه ما از تحرّك ديپلماسى هم حمايت ميكنيم. وقتى ميگوييم از درون بايستى كارها اصلاح بشود، معنايش اين نيست كه چشممان را ببنديم، تحرّك ديپلماسى نداشته باشيم، با دنيا كار نكنيم؛ چرا، تحرّك ديپلماسى، حضور ديپلماسى كار بسيار لازمى است - مسئولينى كه اين كارها را ميكنند، بخشى از كارهايند - لكن تكيه بايست بر روى مسائل داخلى باشد. در عرصه‌ى ديپلماسى هم آن كشورى موفّق است كه متّكى باشد به نيروى درون‌زا؛ آن دولتى ميتواند در پشت ميز مذاكره‌ى ديپلماسى حرف خودش را سبز بكند و به مقصود و نتايج مورد نظر خودش دست پيدا بكند كه متّكى باشد به يك اقتدار درونى، توانايى‌هاى درونى؛ حساب ميبرند از يك چنين دولتى.

5-ما وضعمان خيلى خوب است. ما پيشرفت كرديم، ما مقتدر شديم، ملّتمان ملّت آگاهى شده؛ البتّه فشار مى‌آورند. اين فشارها را بايستى با تكيه‌ى بر توانايى‌هاى خودمان در داخل تحمّل كنيم و از آن عبور كنيم؛ اين كار عاقلانه‌اى است كه انجام ميگيرد. البتّه عرض كرديم، باز هم تكرار ميكنيم: با تلاشى كه دولت محترم و مسئولين كشور دارند انجام ميدهند، ما موافقيم. يك كارى است، يك تجربه‌اى است، احتمالاً يك اقدام مفيدى است؛ اين كار را انجام بدهند، اگر نتيجه گرفتند كه چه بهتر، امّا اگر نتيجه نگرفتند، معنايش اين باشد كه براى حلّ مشكلات كشور بايستى كشور روى پاى خودش بايستد. اين توصيه‌ى قبلى خودمان را باز هم تكرار ميكنيم: به دشمنى كه لبخند ميزند، اعتماد نكنيد؛ اين را ما به مسئولينمان، به بچّه‌هاى خودمان، فرزندان خودمان - اينهايى كه در مسئله‌ى ديپلماسى مشغول كار هستند، بچّه‌هاى مايند، جوانهاى خود مايند - [توصيه ميكنيم‌]؛ توصيه‌ى ما به اينها اين است: مراقب باشيد لبخند فريبگرانه شما را دچار اشتباه نكند، دچار خطا نكند؛ ريزه‌كارى‌هاى كار دشمن را ببينيد.

 

....هر ملّتى با آگاهى، با هوشيارى، با بيدار ماندن و به خواب نرفتن، ميتواند به اهداف والاى خود دست پيدا كند.

پ.ن:اين مطلب هم به نظرم جالب بود حتما بخونيدش .اينكه موافق باشيد يا نه با خودتون

پ.ن:« این شعار(مرگ بر آمريكا) دیگر با نه با تهدید نظامی خارجی ها و نه با خاطرات بعضی داخلی ها، از ذهن مردم فراموش نمی شود!»

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است...

34 سال زودتر

تازه حالا بعد 34 سال به لانه جاسوسي در كشورشان پي برده اند.

جوانان ما،با شعور و كمال خود كشف كردند كه آمريكا در تهران سفارتخانه ندارد!

جاسوس خانه اي تمام عيار و به وسعت تحقير يك ملت دارد

پس شجاعانه لانه جاسوسي را تصرف كردند و جاسوسان را به گروگان گرفتند

و چه زيبا فرمود امام سفركرده مان "انقلاب دوم"

اما دنيا 34 سال بعد اين راز را فهميد!(اگر فهميده باشد...!)

تازه امروز معلوم شده كه آمريكا از كشور هاي به ظاهر متحد و دوست هم جاسوسي مي كند

و اتفاقا نشريات برخي كشورهاي اروپايي كلمه "لانه جاسوسي" را براي سفارت آمريكا به كار مي برند!

...

اي كاش اين گزارش را ظريف ديده باشد:حسن نيت يا سوء نيت؟!

پ.ن1:مرگ بر تازيانه ها،تازيانه هاي بي امان/مرگ بر گلوله اي كه خط كشيد روي خاطرات آرميتا/مرگ بر آمريكا...از حامد زماني

پ.ن2:حسين ارباب منو درياب...اي خدا منو برسون به محرم

جنبش پيشواز "مرگ بر آمريكا"

شايد كمترين كاري كه همه مي توانيم انجام بدهيم و البته كاري است بسيار بزرگ...

ارسال كد 32774 به شماره 8989 براي همراه اولي ها

و ارسال كد 441629 به شماره 7575 براي ايرانسلي ها

براي فعال كردن آهنگ "آمريكا ننگ به نيرنگ تو"

امام خامنه اي:

مرگ بر آمريكا را كسي به ملت ايران ياد نداد.از اعماق جان يكايك مردم برآمد كه مرگ بر آمريكا.حالا عده اي در گوشه و كنار پيدا مي شوند و مورد سوال قرار مي دهند كه چرا؟چرا شما اين چرا را به جايگاه خودش به كار نمي بريد؟چرا نمي پرسيد كه چرا رژيم آمريكا با ملت ايران به جرم اينكه خواسته است مستقل باشد اين همه كينه توزي و دشمني كرد و باز هم مي كند؟-11 آبان 1373

براي اطلاعات بيشتر مراجعه شود به "مرگ بر آمريكا"

پ.ن:از زمين تا آسمان آه است مي داني چرا؟

يك قيامت گريه در راه است مي داني چرا؟