روشنگري جهت يك كليپ

دو سه روز پيش يكي از رفقا در جايي كه كار ميكرديم كليپي از استاد نقويان پخش كرد و گفت ببين چطور در مورد آقا صحبت ميكنه(البته منظوري ديگه داشت!)

حدس ميزدم كه عده اي با گزينش از بين سخنان ايشان و به قصد تخريب رهبري و نيز خود ايشان اين كليپ را ساخته اند.وقتي در اينترنت سرچ كردم به توضيح خود استاد نقويان رسيدم.لذا متن كامل صحبت رو از اينجا بخونيد

...يك كليپ يك و نيم دقيقه اي از سخنراني هاي اينجانب ساخته اند و آن را از حدود سه ساعت سخنراني در فاصله بين چندين سال صحبت ، با تقطيع و مونتاژ به هم وصل كرده كه با اندكي هوشمندي مي توان به اين عمل نابخردانه پي برده و به انگيزه كساني كه ساعتها عمر عزيز را صرف چنين زحمت بيهوده اي نموده اند تاسف خورد و خنديد

...طالبان حقيقت را ارجاع مي دهم به سخنراني اينجانب در پنجم محرم گذشته در حسينيه جماران كه با صراحت عرض كردم حاضرم بيست سال از عمرم را با يك روز از عمر شريف رهبري عوض كنم، چرا كه بودن يا نبودن امثال بنده دردي را از جامعه دوا نخواهد كرد اما به رهبري كه ستون خيمه نظام است اگر خدشه اي وارد شود به هستي نظام لطمات جبران ناپذيري وارد خواهد شد كه متن آن عرايض در سايتهاي متعددي موجود است.

...چه عمل صالح و كار نيكويي بود اگر دوستان، به خود زحمت مي دادند و اين دو يا سه نوار سخنراني را كه جمعا كمتر از سه ساعت وقت عزيزان را مي گرفت استماع مي فرمودند تا معلوم شود در قسمت ابتدايي كه گفته ام: «بنده براي سخنراني در بيت رهبري لب و لوچه ام آب نمي افتد» در چه موضوعي و يا چه زمينه اي و در جواب چه عزيزي و چرا اين جمله را گفته ام و در كنار آن كه عرض كرده ام :« بنده البته دست رهبر عزيز را مي بوسم ولي براي قول و قرارهايي كه بيش از شش ماه قبل وعده كرده ام بيشتر ارزش قائلم چرا كه شهادت اباعبدالله (ع) هم به خاطر بد قولي مردم كوفه بوده و حقير نمي توانم پا بر سر قولي كه از قبل وعده داده شده ، گذاشته تا در محضر رهبر معظم سخنراني كنم كه حتي خود ايشان هم اين كار را عملي ناشايست مي دانند» كه اين جملات را تماما حذف و فقط آن جمله اي كه مقصود ناشايست آقايان با آن تامين مي شد را در كليپ آورده اند كه چنين كار خبط و خطايي را با آيات شريفه قرآن نيز مي شود انجام داد.

در ضمن آن بخشي كه كلمه (آقا) چندبار در آن تكرار شده مربوط به اشخاص ديگر و در جاي ديگري بيان گرديده است كه آن را به اينجا چسبانده و منظور شيطاني خود را از آن به مخاطبين القاء نموده اند.

پ.ن:اين 2 تا مطلب رو هم حتما بخونيد.انصافا كه عاليند.خدا خير بده به سرمقاله نويساني چون محمد ايماني و حسين شريعتمداري كه زيبا روشنگري مي كنند.

داستان راستان در ايستگاه ژنو

نه كلاهك نه كلاه!

حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند

خيلي دوست داشتم به مناسبت هفته بسيج چيزي مينوشتم اما نشد.

ي متن خيلي قشنگ پيدا كردم كه خيلي از حرفاي دلم رو زده بود/انشاالله كه هميشه بسيجي باشيم

از وبلاگ آسماني ها مطلب رو ديدم.شما هم ي سر بزنيد

در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من بسیجی هستم

جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم

 زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند چماقمان را برداشتیم

و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها سینه سپر کردیم.

 بعد از دفاع که شما ها دنبال عشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم

 و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور

و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم.

وقتی زلزله بم و سیل گلستان و زلزله آذربایجان و ... آمد

و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید،

چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم

و رفتیم تا مردم را از زیر آوار در بیاوریم.

زمانی که شما به فکر کوی دانشگاه و عشق بازی هایتان بودید،

چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی

تا به محرومان کشور کمک کنیم.

زمانی که شما ها دنبال ناموس مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان

دنبال ناموستان بودند چماق هایمن را برداشتیم تا از ناموس شما ها دفاع کنیم.

اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟

پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟

شیشه هارا شکستید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید،

به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید،

اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و ....

پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟

بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

پ,ن:هفته بسیج بر رهبر کبیر آزادگان جهان و مقام معظم رهبری و تمام دریادلان مبارک و فرخنده باد

حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند

خيلي دوست داشتم به مناسبت هفته بسيج چيزي مينوشتم اما نشد.

ي متن خيلي قشنگ پيدا كردم كه خيلي از حرفاي دلم رو زده بود/انشاالله كه هميشه بسيجي باشيم

از وبلاگ آسماني ها مطلب رو ديدم.شما هم ي سر بزنيد

در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من بسیجی هستم

جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم

 زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند چماقمان را برداشتیم

و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها سینه سپر کردیم.

 بعد از دفاع که شما ها دنبال عشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم

 و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور

و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم.

وقتی زلزله بم و سیل گلستان و زلزله آذربایجان و ... آمد

و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید،

چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم

و رفتیم تا مردم را از زیر آوار در بیاوریم.

زمانی که شما به فکر کوی دانشگاه و عشق بازی هایتان بودید،

چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی

تا به محرومان کشور کمک کنیم.

زمانی که شما ها دنبال ناموس مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان

دنبال ناموستان بودند چماق هایمن را برداشتیم تا از ناموس شما ها دفاع کنیم.

اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟

پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟

شیشه هارا شکستید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید،

به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید،

اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و ....

پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟

بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

يادمون نره...

امروز 8 آذر سالروز شهادت مردي است كه ...

«برای ساخت صفحات سوخت، ما نیاز به تکنولوژی جدیدی داشتیم. اصلا ما چرا تقاضای سوخت کرده بودیم؟ برای اینکه بلد نبودیم بسازیم! و خب در محاسبات هسته‌ای کسی را نداشتیم و همچین محاسباتی نیز پیش از این انجام نشده بود. اما شهید شهریاری با اعتماد به نفسی که داشت، و ما هم با اعتقادی که به ایشان داشتیم، این کار را به ایشان واگذار کردیم و ایشان هم به خوبی آن را انجام دادند.
یعنی اگر در آن زمان شهید شهریاری می‌گفت که من مثلا 10 میلیارد تومان دستمزد می‌گیرم تا این کار را انجام دهم، ما مجبور بودیم که بدهیم؛ هر چه می‌گفت مجبور بودیم که بدهیم برای اینکه کس دیگری نبود که این کار را انجام دهد. تنها کسی که در مملکت می‌توانست این کار را انجام دهد، شخص شهید شهریاری بود ولاغیر. 
با این حال، ایشان حتی یک ریال هم دستمزد نگرفت. حتی وقتی من خواستم دستمزد ایشان را پرداخت کنم، ناراحت شدند و گفتند که من این کار را برای کشورم انجام دادم. من یک کلمه به شما بگویم ، اگر شهید شهریاری را در زمینه علم هسته‌ای نمره 100 بدانیم، به بهترین نفر بعدی در کشورمان در این زمینه شاید بتوان نمره 50 داد. یعنی واقعا ایشان روی قله ایستاده بود.»
 
به نقل از علی اکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران

روح توافق ژنو!

اروپا 17 شركت ايراني ديگر رو به ليست شركت هاي مورد تحريم قرار گرفته اضافه كرد/همين!!!!!!!


پ.ن:پشت پرده هاي تلخ حضور ميلاني ها در تهران/به دنبال پول بيشتر

امام خامنه اي:آن چهره‌ى مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى كه از امام سجاد درست كردند به كلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ى یك مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیرِ آشتى‌ناپذیرِ پیگیرى است، كه با تدبیر تمام، با دقت كامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌كند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌كند؛ و بالاخره دشمن وقتى هیچ كار دیگری نتوانست بكند، آن حضرت را مسموم كرد و این امام بزرگوار بعد از یك عمر پربركت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز كرد. این خلاصه‌ى زندگى امام سجاد است. (۱۳۶۵/۷/۴)